خلاصه تحقیق :

مطالعات برنامه درسی از قرن بیستم شروع شد

 

و مکاتب سنت گرایی و تجربه گرایی مفهومی

 

و رفتارگرایی اجتماعی تحول عظیمی در علوم بوجود آوردند

 

و بالاخره دیدگاه های نوین آموزش بر تحول یادگیری

 

بصورت فرایندی فعال و سازنده

 

و حامل تعامل معلم و دانش آموزان تکیه کرد.

 


یکی از روشهای تدریسی که امروزه به طور جدی

 

مورد توجه اندیشمندان عرصه تعلیم و تربیت قرار گرفته است،

 

روش تدریس تعاملی یا فعال می باشد.

 

از ویژگی بارز چنین تدریسی فعال بودن معلم

 

و دانش آموزان در فضایی کاملااجتماعی و آزاد از نظر بیان اندیشه ،

 

نقد سازنده و  بازسازی تجارب گذشته شخصی است.

 


چهار ویژگی خاص در تعریف برنامه درسی دانش آموز محور

 

وجود دارد که عبارتند از:

 


 الف) وجود تعامل بین معلم و دانش آموزان 

 

ب) فعالیت بر اساس اهداف معین و از پیش تعیین شده

 


ج) طراحی منظم با توجه به موقعیت و امکانات 

 

د) ایجاد فرصت و تسهیل یادگیری .

 


در یک تقسیم بندی کلی الگوهای تدریس را

 

به دو دسته الگوی مکانیستیک والگوی ارگانیستیک تقسیم کرده اند.

 


الگوی مکانیستیک معلم مدار،امّا الگوی ارگانیستیک دانش آموز مدار است.

 


تدریس تعاملی در مقابل تدریس نظارت و تجدید،

 

اقتدار و تسلط یعنی آنچه عموماً در مدارس یافت می شوند قرار دارد.

 

کلاس های درس تعاملی اساس کلاس من را به کلاس ما تبدیل می کنند

 

و یادگیری از طریق همیاری برای دانش آموزان فرصتی ایجاد می کند

 

تا با یکدیگر در قالب گروه های کوچک و گروه های

 

متشکل از افراد با توانایی های متفاوت کار کنند.

 

نقش معلم از اشاعه دهنده و انتقال دهنده

 

اطلاعات به تسهیل کننده روند یادگیری تغییر می یابد،

 

مسئولیت یادگیری از دوش معلم برداشته

 

و به دوش دانش آموز محول می شود.

 

همان طور که در گزارش کمیسیون بین المللی

 

در باره آموزش برای قرن بیست و یکم با عنوان یادگیری:

 

گنج درون تشریح شده است یادگیری حیات انسان را در بر می گیرد

 

و می تواند بر این چهار بعد استوار باشد:

 


یادگیری برای دانستن،

 

یادگیری برای انجام دادن، 

 

یادگیری برای بودن،

 

و یادگیری برای باهم زیستن.

 


 تحقق مسئولیتی چنین خطیر بدون باز اندیشی ،

 

بازسازی ساختارها ،

 

باز آفرینی نظام آموزشی

 


 و زیر نظام های آن بعید می نماید.